الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
22
مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )
راه حتى خون قلب باشد . در تواريخ آمده است كه مأمون شبى ارسطاطاليس حكيم معروف يونانى را در خواب ديد و از او مسائلى پرسيد و چون از خواب برخاست ، به فكر ترجمهء كتاب هاى آن حكيم افتاد . پس نامه اى به پادشاه روم نوشت و از وى خواست مجموعه اى از علوم قديم بلاد روم را براى او بفرستد . پادشاه روم پس از گفت و گوى بسيار ، اين درخواست را پذيرفت . « 1 » مأمون جمعى از دانشمندان مانند حجاج بن مطر ، ابن بطريق و سلمى سرپرست بين الحكمه ( كتابخانهء بسيار بزرگ و معروف بغداد ) را مأمور انجام اين مهم نمود . آنان آن چه را از بلاد روم يافتند و پسنديدند ، گرد آورى كرده ، نزد مأمون فرستادند و مأمون دستور ترجمهء آن ها را داد . « 2 »
--> ( 1 ) . الفهرست ( ابن نديم ) ، ص 353 ، فصل « ذكر السبب الذى من اجله كثرت كتب الفلسف و غيرها من العلوم القديم فى هذه البلاد » ( طبع قاهره ) . ( 2 ) . ابن نديم مى گويد : اين خواب يكى از اسباب نشر كتاب هاى فلسفه گرديد . مأمون از راه مكاتبه كه با پادشاه روم داشت ، در مقام استفاده برآمد و از او خواست كه اجازه بدهد مأمون چند نفرى را به روم روانه دارد تا از علوم باستانى كه در خزائن آن جا بود ، چيزهايى را انتخاب كنند و با خود بياورند . پادشاه روم در ابتدا روى موافقت نشان نداد ، ولى بالاخره پذيرفت و جواب مساعد داد . مأمون گروهى از جمله حجاج بن مطر ، ابن بطريق ، سلمى متصدى بيت الحكمه و چند نفر ديگر را بدان سوى روانه داشت و آنان نيز چيزهايى را انتخاب كردند و با خود آوردند كه به امر مأمون ، هم آن ها ترجمه گرديد . گويند : يوحنا بن ماسويه نيز از جمل آن فرستادگان به روم بود ( الفهرست ( ابن نديم ) ، ص 353 ) . .